شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی دلا به دام غمش اوفتاده‌ایصد داغش از فراق به جانم نهاده‌ای
۲
تا چند جان به زلف دلاویز بسته‌ایتا سیل خون ز دیده روانم گشاده‌ای
۳
ای ماه مهربان چو سر زلف خویشتنبردی ز دست ما دل و بر باد داده‌ای
۴
چون سرو ایستاده‌ای به لب جوی در چمنهرگز ز لب تو کام دل ما نداده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth