شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من ندارم بی رخت از زندگانی راحتیوین سعادت کو که از وصلم نوازی ساعتی
۲
بر من مسکین نمی‌سوزد تو را دل تا به کیدلبرا آخر جفا را نیز باشد غایتی
۳
گفته بودم ترک مهر روی مهرویان کنمباز برکردم به دل سلطان عشقش رایتی
۴
خواستم تا دل برون آرم ز خیل او ولیچون کنم چون کرد با او این دل من عادتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth