شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق روی او ز حدوث و قدم مپرسگر مرد عاشقی ز وجود و عدم مپرس
۲
مردانه بگذر از ازل و از ابد تمامکم گوی از ازل ز ابد نیز هم مپرس
۳
زین چار رکن چون بگذشتی حرم ببینوانگاه دیده برکن و نیز از حرم مپرس
۴
آنجا که نیست هستی توحید، هیچ نیستزانجای درگذر به دمی و ز دم مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth