شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم ز دست ببردی و جان به سر باریبگو که با من بیچاره خود چه سر داری
۲
نه کامم از لب لعلت روا کنی شبکینه یک زمان غمم از دل به لطف برداری
۳
دلم ز دست ببردی مرا امان ندهیستمگرا نه چنین است رسم دلداری
۴
به ریش ما ننهادی تو مرهمی از وصلبه تیغ هجر بکشتی مرا بدین زاری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth