شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۲۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبا بازآ که درمانم تو دارینسیم زلف جانانم تو داری
۲
منم رنجور و مهجور از فراقتدوای این دل و جانم تو داری
۳
طبیبان از علاجم خسته گشتندشفای درد من دانم تو داری
۴
بیاور بوی زلفت تا شوم خوشکه در هجران پریشانم تو داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth