شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که غمزه سرمست تو به دلدوزیفراق روی تو را می‌کند بدآموزی
۲
چو بخت یار نباشد بگو چه چاره کنمکه دولت شب وصلت مرا شود روزی
۳
دلم به آتش عشقت بسوخت در سر لطفتو را به حال من خسته نیست دلسوزی
۴
به غمزه گوی کز این پس مریز خون دلمچرا که نیست بجز شیوه‌ات جگرسوزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth