خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگارا چون قلم ما را به سر تا کی بگردانیمگر حال من مسکین سرگردان نمیدانی
۲
چو زلف خویشتن ما را مکن سودازده جاناکه در هجرت به جان آمد جهانی از پریشانی
۳
مرا دردیست در عشقت که تا جانم به تن باشدطبیب من تویی آخر چرا فارغ ز درمانی
۴
دل و جان و قرار و هوش و صبر و عقلبه باد عشق بردادم تمام از روی نادانی
صفحهٔ ۱ از ۳