خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند مرا جانا از غمزه برنجانیحسن خود و عشق ما گویا که نمیدانی
۲
از غمزه کافرکیش دل برد و به جانم زداز تیر جفا زخمی اینست مسلمانی
۳
دل دادم و بد کردم بنگر به رخ زردموآنگاه بسی خوردم از کرده پشیمانی
۴
چون زلف دل آویزت هستیم پریشان حالتا چند کشم آخر زین نوع پریشانی
صفحهٔ ۱ از ۲