شعر را زندگی کن
خلوتی با جهان ملک خاتون

شمارهٔ ۱۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو راست بر مه تابنده از شکر دهنیقدی چو سرو روان سرو را ز گل بدنی
۲
سزد که سرو خرامان ز پای بنشیندبه ناز اگر بخرامی به گوشهٔ چمنی
۳
به تنگنای دهانت سخن نمی‌گنجددر آن دهن که تو داری که را رسد سخنی
۴
میان مجمع خوبان نگاه می‌کردمتو آفتابی و خوبان ز انجم انجمنی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth