خلوتی با جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی ز دست بدادم ز روی نادانیز دست جور تو خوردم بسی پشیمانی
۲
بریختی به ستم خون دل ز دیدهٔ ماکنون به گردن تو خون ماست تا دانی
۳
اگرچه دادن جان مشکلست در هجرانتو رخ نمای که تا جان دهم به آسانی
۴
اگر کشند به چین صورت نگار به دستبگو که صورت جان کی کشد چنین مانی
صفحهٔ ۱ از ۲