شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر دلم ببرد یار دلبری رسدشوگر بپروردم بنده‌پروری رسدش
۲
ز بس که من سر او دارم از قدم تا فرقگرم چو شمع بسوزد به سرسری رسدش
۳
سفید کاری صبح رخش جهان بگرفتچو شب به طره طلسم سیه‌گری رسدش
۴
چو آفتاب رخش نور بخش اسلام استاگر ز زلف نهد رسم کافری رسدش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth