خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دربسته است ، درجِ ناپدیدشبه یک بوسه ، توان کردن کلیدش
۲
شکر دارد لبش هرگز نمیریاگر یک ذره بتوانی چشیدش
۳
ندید از خود سر یک موی بر جایکسی کز دور و از نزدیک دیدش
۴
مگر طراری بسیار میکردکمند طرهاش زان سر بریدش
صفحهٔ ۱ از ۳