خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کشدل از دو جهان برکن دردی ببر اندر کش
۲
یا چون زن کمدان شو یا محرم مردان شویا در صف رندان شو یا خرقه ز سر برکش
۳
چون فتنهٔ آن ماهی چون رهرو این راهیبار غم اگر خواهی از کون فزون تر کش
۴
خمار و قلندر شو مست می دلبر شوور گفت که کافر شو هان تا نشوی سرکش
صفحهٔ ۱ از ۲