شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر مرد که نیست امتحانشخوابی و خوری است در جهانش
۲
می‌خفتد و می‌خورد شب و روزتا مغز بود در استخوانش
۳
فربه کند از غرور پهلوتا نام نهند پهلوانش
۴
مرد آن باشد که همچو شمعیآتش بارد ز ریسمانش
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth