خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میشد سر زلف در زمین کشچون شرح دهم تو را که آن خوش
۲
از تیزی و تازگی که او بودگویی همه آب بود و آتش
۳
پر کرده ز چشم نرگسینشاز تیر جفا هزار ترکش
۴
زیرِ قدمش ، هزار مشتاقاز مردم دیده کرده مفرش
صفحهٔ ۱ از ۳