شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدمشبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
۲
سایه‌ای بودم از اول بر زمین افتاده خوارراست کان خورشید پیدا گشت ناپیدا شدم
۳
زآمدن بس بی‌نشانم وز شدن بس بی‌خبرگوییا یکدم برآمد کامدم من یا شدم
۴
می‌مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه‌ایدر فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth