خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز سر عشق سرگردان شدمغرقهٔ دریای بی پایان شدم
۲
چون دلم در آتش عشق اوفتادمبتلای درد بی درمان شدم
۳
چون سر و کار مرا سامان نماندمن ز حیرت بی سر و سامان شدم
۴
عاشق صاحب جمالی شد دلمکز کمال حسن او حیران شدم
صفحهٔ ۱ از ۳