شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا بر رخ تو نظر فکندمبنیاد وجود برفکندم
۲
مرغی بودم به دست سلطاناز دست تو بال و پر فکندم
۳
هرچیز که داشتم تر و خشکاز اشک به آب در فکندم
۴
دل سوخته بر بلا نهادمجان شیفته برخطر فکندم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth