شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چشم باز کردم نور رخ تو دیدمتا گوش برگشادم آواز تو شنیدم
۲
چندان که فکر کردم چندان که ذکر گفتمچندان که ره سپردم بیرون ز تو ندیدم
۳
تا کی به فرق پویم جمله تویی چگویمچون با منی چه جویم اکنون بیارمیدم
۴
عمری به سر دویدم گفتم مگر رسیدمبا دست هرچه دیدم جز باد می‌ندیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth