شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دَر که بسته باید تا چند باز دارمکامروز وقتش آمد کان دَر فراز دارم
۲
با هر که از حقیقت رمزی دَمی بگویمگوید مگوی یعنی برگِ مجاز دارم
۳
تا لاجرم بمُردی با پاره‌پاره جانیدَر جانِ خویش گفتم چندان که راز دارم
۴
چون این جهان و آن یک با صد جهانِ دیگردَر چشم من فرو شد چون چشم باز دارم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth