خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۶۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما ز خرابات عشق مست الست آمدیمنام بلی چون بریم چون همه مست آمدیم
۲
پیش ز ما جان ما خورد شراب الستما همه زان یک شراب مست الست آمدیم
۳
خاک بد آدم که دوست جرعه بدان خاک ریختما همه زان جرعهٔ دوست به دست آمدیم
۴
ساقی جام الست چون و سقیهم بگفتما ز پی نیستی عاشق هست آمدیم
صفحهٔ ۱ از ۳