شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریمهندوی خود کند هر دم به دلبریم
۲
چون زلف کافرش ،  آهنگ دین کنددر حال بند کند در دام کافریم
۳
مویی اگر همه خلق در من نگه کنندمویی تمام بود زان زلف عنبریم
۴
ای ساقی از می عشق ، دلقم بشو ، بیاچون دلق زرق هست ،  چند از سیه گریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (بسیط مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth