شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانا بسوخت جان من از آرزوی تودردم ز حد گذشت ز سودای روی تو
۲
چندین حجاب و بنده به ره بر گرفته‌ایتا هیچ خلق پی نبرد راه کوی تو
۳
چون مشک در حجاب شدی در میان جانتا ناقصان عشق نیابند بوی تو
۴
گشتی چو گنج زیر طلسم جهان نهانتا جز تو هیچکس نبرد ره به سوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth