خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر پا برهنگانیم اندر جهان فتادهجان را طلاق گفته دل را به باد داده
۲
مردان راهبین را در گبرکی کشیدهرندان رهنشین را میخانه در گشاده
۳
با گوشهای نشسته دست از جهان بشستهدر پیش دردنوشان بر پای ایستاده
۴
اندر میان مستان چندان گناه کردهکز چشم خلق عالم یکبارگی فتاده
صفحهٔ ۱ از ۳