شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش آمد زلف تاب دادهجان را ز دو لب شراب داده
۲
صد تشنهٔ آتشین جگر رااز چشمهٔ خضر آب داده
۳
زان روی که ماه سایهٔ اوستصد نور به آفتاب داده
۴
هر که از لب او سؤال کردهصد دشنامش جواب داده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth