شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترسا بچه‌ای دیدم زنار کمر کردهدر معجزهٔ عیسی صد درس ز بر کرده
۲
با زلف چلیپاوش بنشسته به مسجد خوشوز قبلهٔ روی خود محراب دگر کرده
۳
از تختهٔ سیمینش یعنی که بناگوششخورشید خجل گشته رخساره چو زر کرده
۴
از جادویی چشمش برخاسته صد غوغاتا بر سر بازاری یکبار گذر کرده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth