خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شده
۲
عاشقان در جست و جویت صد هزارتو چو دری در بن دریا شده
۳
از میان آب و گل برخاستهدر میان جان و دل پیدا شده
۴
عاشقان را بر امید روی توخون دل پالوده و جانها شده
صفحهٔ ۱ از ۳