شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمدهوی روز من بی روی تو همچون شب تار آمده
۲
ای مه غلام روی تو گشته زحل هندوی تووی خور ز عکس روی تو چون ذره در کار آمده
۳
ای در سرم سودای تو جان و دلم شیدای توگردون به زیر پای تو چون خاک ره خوار آمده
۴
جان بنده شد رای تورا روی دل‌آرای تو راخاک کف پای تو را چشمم به دیدار آمده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth