شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز صفات لبت عقل به جان آمدهاز سر زلفت شکست در دو جهان آمده
۲
چشمهٔ آب حیات بی‌لب سیراب توتشنه دایم شده خشک دهان آمده
۳
نرگس خون‌ریز تو تیر جفا ریختهدلشدگان تورا کار به جان آمده
۴
پستهٔ تو در سخن تا شکرافشان شدهعقل ز تشویر او بسته دهان آمده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth