خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای از شکنج زلفت هرجا که انقلابیهرگز نتافت بر کس چون رویت آفتابی
۲
در پیش عکس رویت شمس و قمر خیالیدر جنب طاق چشمت نیل فلک سرابی
۳
بی تنگی دهانت جان مانده در مضیقیبی آتش رخ تو دل گشته چون کبابی
۴
چون چشم نیم خوابت بیدار کرد فتنهناموس شوخ چشمان آنجا نمود خوابی
صفحهٔ ۱ از ۳