خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم تن مویم از آن میان که نداریتنگ دلم مانده زان دهان که نداری
۲
ننگری از ناز در زمین که دمی نیستسر ز تکبر بر آسمان که نداری
۳
من چه بلایی است هر نفس که ندارمتو چه نکویی است هر زمان که نداری
۴
هرچه بباید ز نیکویی همه هستتمثل بماند است در جهان که نداری
صفحهٔ ۱ از ۳