شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک کوی توام تو می‌دانیخاک در روی من چه افشانی
۲
سر نگردانم از ره تو دمیگر به خون صد رهم بگردانی
۳
با چو من کس که ناتوان توامبتوان کرد هرچه بتوانی
۴
گر به خونم درافکنی ز درتبر نگیرم ز خاک پیشانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth