خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شبم سرمست در کوی افکنیوز بر خویشم به هر سوی افکنی
۲
در خم چوگان خویشم هر زمانخسته و سرگشته چون گوی افکنی
۳
گر بریزم پیش رویت اشک زارهمچو اشکم باز بر روی افکنی
۴
چون همه تیری بیندازی تمامپس کمان کین به بازوی افکنی
صفحهٔ ۱ از ۲