شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لب گلگونت جام خسرویپیشهٔ شبرنگ زلفت شبروی
۲
پهلوی خورشید مشک‌آلود کردخط تو یعنی که هستم پهلوی
۳
مردم چشمت بدان خردی که هستمی‌ببندد دست چرخ از جادوی
۴
کی توان گفت از دهان تو سخنزانکه صورت نیست آن جز معنوی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth