خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو خلوتخانهٔ توحید را محرم شویتاج عالم گردی و فخر بنی آدم شوی
۲
سایهای شو تا اگر خورشید گردد آشکارتو چو سایه محو خورشید آیی و محرم شوی
۳
جانت در توحید دایم معتکف بنشسته استتو چرا در تفرقه هر دم به صد عالم شوی
۴
بودهای همرنگ او از پیش و خواهی بد ز پساین زمان همرنگ او شو نیز تا همدم شوی
صفحهٔ ۱ از ۳