شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرمست درآمد از سر کویناشسته رخ و گره زده موی
۲
وز بی خوابی دو چشم مستشچون مخموران گره بر ابروی
۳
ترک فلکش به جان همی گفتکای من ز میان جانت هندوی
۴
فریاد کنان فلک که احسنتکو چشم که بنگرد زهی روی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth