خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاری مست لایعقل چو ماهیدرآمد از در مسجد پگاهی
۲
سیه زلف و سیه چشم و سیه دلسیهگر بود و پوشیده سیاهی
۳
ز هر مویی که اندر زلف او بودفرو میریخت کفری و گناهی
۴
درآمد پیش پیر ما به زانوبدو گفت ای اسیر آب و جاهی
صفحهٔ ۱ از ۳