شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ تو چگونه بینم که تو در نظر نیایینرسی به کس چو دانم که تو خود به سر نیایی
۲
وطن تو از که جویم که تو در وطن نگنجیخبر تو از که پرسم که تو در خبر نیایی
۳
چه کسی تو باری ای جان که ز غایت کمالتچو به وصف تو درآیم تو به وصف در نیایی
۴
گهری عجب تر از تو نشنیدم و ندیدیمکه به بحر در نگنجی و ز قعر بر نیایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth