شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دست گیرید درین واقعه کافتاد مراکه نماندست کنون طاقت بیداد مرا
۲
راز من جمله فرو خواند بر دشمن و دوستاشک ازین واسطه از چشم بیفتاد مرا
۳
هرگز از روز جوانی نشدم یکدم شادمادر دهر ندانم بچه می زاد مرا
۴
دامنم دجله ی بغداد شد از حسرت آنکه نسیمی رسد از جانب بغداد مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth