شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب آتش می برد خورشید شب پوش شمامی رود آب حیات از چشمه ی نوش شما
۲
شام را تا سایبان روز روشن دیده امتیره شد شام من از صبح سحرپوش شما
۳
در شب تاریک خورشیدم در آغوش آمدیهمچو زلف ار بودمی یک شب در آغوش شما
۴
از چه رو هندوی مه پوش شما در تاب شدگر بمستی دوشم آمد دوش بر دوش شما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth