خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ رادر آبگون ساغر فکن آن آب آتش رنگ را
۲
جام صبوحی نوش کن قول مغنّی گوش کندرکش می و خاموش کن فرهنگ بی فرهنگ را
۳
عامان کالانعام را در کنج خلوت ره مدهالا ببزم عاشقان خوبان شوخ شنگ را
۴
ساقی می چون زنگ ده کائینه ی جان منستباشد که بزداید دلم ز آئینه جان زنگ را
صفحهٔ ۱ از ۳