خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت صبوح شد بیار آن خور مه نقاب رااز قدح دو آتشی خیز و روان کن آب را
۲
ماه قنینه آسمان چون بفروزد از افقدر خوی خجلت افکند چشمه ی آفتاب را
۳
وقت سحر که بلبله قهقهه برچمن زندساغر چشم من بخون رنگ دهد شراب را
۴
بسکه بسوزد از غمش ایندل سوزناک مندود بر آید از جگر ز آتش دل کباب را
صفحهٔ ۱ از ۳