خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرستچشمم از عکس جمالش لاله زاری دیگرست
۲
از میان جان من هرگز نمی گیرد کنارگرچه هر ساعت میانش در کناری دیگرست
۳
تا لب میگون او در داد جان را جام میچشم مست نیم خوابش را خماری دیگرست
۴
عاشقانرا با طریق زهد و تقوی کار نیستزاهدی در مذهب عشّاق کاری دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۳