خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشستدمیده سنبلت از برگ نسترن چه خوشست
۲
گرم ز زلف دراز تو دست کوتاهستدراز دستی آن زلف پر شکن چه خوشست
۳
نمی رود سخنی بر زبان من هیهاتمگر حدیث تو یا رب که این سخن چه خوشست
۴
سپیده دم که گل از غنچه می نماید رخنوای بلبل شوریده در چمن چه خوشست
صفحهٔ ۱ از ۲