شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای من زدو چشم نیم مستت مستوزدست تو رفته عقل و دین از دست
۲
بنشین که نسیم صبحدم برخاستبرخیز که نوبت سحر بنشست
۳
با روی تو رونق قمر گُم شدوز لعل تو قیمت شکر بشکست
۴
گوئی در فتنه و بلا بگشودنقّاش ازل که نقش رویت بست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth