خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف لیلیصفتت دام دل مجنون استعقل بر دانهٔ خال سیهت مفتون است
۲
تا خیال لب و دندان تو در چشم من استمردم چشم من از لعل و گهر قارون است
۳
پیش لؤلؤی سرشکم ز حیا آب شوددرّ ناسفته که در جوف صدف مکنون است
۴
عاقل آن است که منکر نشود مجنون راکانک نظّارهٔ لیلی نکند مجنون است
صفحهٔ ۱ از ۳