شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بودکابرویش چاچی کمان و نوک مژگان تیر بود
۲
گه ز چین زلف او صد شور در چین می فتادگه ز چشم جادوش صد فتنه در کشمیر بود
۳
دوش ترکی تیغ زن را مست می دیدم بخوابچون بدیدم چشم شوخ دلبرم تعبیر بود
۴
غنچه در مهد زمرّد در تبسم بود و بازبلبل شب خیز کارش ناله ی شبگیر بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth