شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُردفراقت از دل من لذّت جوانی برد
۲
ز چین زلف تو باد صبا بهر طرفینسیم مشک تتاری بارمغانی برد
۳
چه نیکبخت سیاهست خال هندویتکه نیک پی بلب آن زندگانی برد
۴
بسا که جان بلب آمد بانتظار لبتولیکن از لب من جان بلب توانی برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth