خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمدشاه من از طرف بارگاه برآمد
۲
کاکل عنبر شکن ز چهره بر افشاندروز سپید از شب سیاه برآمد
۳
از در خرگه برآمد آن مه و گفتمیوسف کنعان مگر ز چاه برآمد
۴
پرده ز رخ برفکند و زهره فروشدطرف کله برشکست و ماه برآمد
صفحهٔ ۱ از ۳