شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اندم که نه شمع و نه لگن بودشمع دل من زبانه زن بود
۲
واندم که نه جان و نه بدن بوددل فتنه یار سیمتن بود
۳
در آینه روی یار جستمخود آینه روی یار من بود
۴
دل در پی او فتاد و او راخود در دل تنگ من وطن بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth